تبليغاتX
یادداشت های بی سروته
صدا کن مرا، صدای تو خوبست...

هر روز دم غروب یک صدای هفت-هشت ساله ی خوشحال زیر پنجره ی اتاقم جیغ می کشد:

«محــدثـــــــــــه!»

می روم پشت پنجره. رویش به طرف من نیست.

بعد می بینم از سمت نگاهش یک دختر بچه ی خندان تپلی ظاهر می شود.

بعد بازی می کنند، جیغ می کشند، می خندند و صدایشان گوشم را پر می کند.

من بر می گردم سر جایم و آرزو می کنم دفعه ی بعد که پنجره را باز می کنم کسی آن پایین منتظر من

 باشد....

2 نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 20:10  توسط محدثه هدایتی  | 

صید قزل آلا با فوامیل!


خانواده ، يعني آنهایی که فرمول ژنتیکی و ساختاری مشابهی باهاشان داری

دوست ، یعنی آنهایی که علایق و سلایق و احساسات و ....ازین چیزهای مشابهی باهاشان داری

اما فلسفه ی «فامیل» را هیچ وقت درک نکردم! فامیل یعنی آنهایی که چی؟؟

2 نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 16:11  توسط محدثه هدایتی  |